مثل نوری که می یاد و رد می شه از دل شیشه-خاله توبا-روستای قهی-استان اصفهان
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۱   کلمات کلیدی: مثل نوری که می یاد و رد می شه از دل شیشه-خاله توبا

 

 

خاله توبا،زنی که نه از تنهایی می ترسد و نه از تاریکی ،تا خدایش را دارد زندگی را زندگی می کند.

خاله توبا زنی که آبگوشتهایش را با عشق می پزد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این یک جور تهویه سنتی و تنظیم آتش تنور بود.بعد از اینکه هوا آنقدر کشید که آتش  افتاد_یعنی:سوختن به ذغال تبدیل شد- این دهانه را هم می بندند و گرما را انبار می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زحمت عکس های این شب عزیز را هم سارا خانوم غفوری کشیده است.

 


 
لحظه های آموز آبادی -روستای قهی -خانه بوتیمار
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٠   کلمات کلیدی: لحظه های آموز آبادی -روستای قهی -خانه بوتیمار

 

عکسهای این قسمت بیشتر از هر کس زحمت سارا خانوم غفوری ست.

 زنده کردن ظرف با خاک: بچه که بودم مادر بزرگم  هر از چند گاهی استکان نعلبکی ها را با خاک می شست.اعتقادش این بود که رنگ و رخ ظرفها رو خاک باز می کنه.این تجربه منو به کودکیم برد و برام هیجان انگیز بود که می دیدم  بقیه هم ماجرای زنده شدن ظرف با خاک را می دانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

نی با دل خرم زن ....

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر گفتید به چه نگاه می کنن ؟

 

 


 
خانه خوبان - خانه بوتیمار -آموز آباد 1392.7.24-26-استان اصفهان-روستای قهی
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳   کلمات کلیدی: آموز آباد،آبادگری ،کیارش اقتصادی ،خانه بوتیمار،روستای قهی اصفهان ،احسان تاجزاده ،ایما بوشهری، ،زینسانم آرزوست

این پست و پستهای بعدی قصه من است از تجربه آموز آباد در روستای قهی،خانه بوتیمار،لحظه های آموز آبادی و چند داستان دیگر.عکسها مجموعه ای ست از لحظه هایی که  آقای اقتصادی ،سارا غفوری و من ثبت کردیم که سوغات ماست برای شما.

حتما باید بنویسم که گیتا و احسان تاجزاده،مادر گیتا،عطیه و ایما از دل میزبان ما و مهمانانی که با پویا نیکجو آمده بودند،بودند و انرژی ای و مهربانیشان تجربه این سفر را عزیز تر کرد.

حتما باید بنویسم اگر هوشمندی ایما بوشهری عزیزم نبود ما امکان رسیدن به قهی را نمی یافتیم چرا که هماهنگی او با گروه پویا نیکجو بود که ما را روانه راه کرد.

حتما باید بنویسم که همدلی گروه مهمانان هم در دلپذیرتر کردن محیط موثر بود.

حتما باید بنویسم که بیش از همه به یاد عمویم بودم که همیشه به سفر تاکید دارد و تجربه هایم از زندگی روستایی را وامدارش هستم و دکتر سبط الشیخ که توجه مرا به اهمیت زندگی بومی،معماری بومی، نقشی که درارتقا اقتصاد محلی و احیا فرهنگ سوق داد.

و حتما باید بنویسم سپاس بسیار دارم از آقای کیارش اقتصادی که از فرصت آموختن از آموز آباد را به من داد.

اول دفتر:خانه بوتیمار

 

 بوتیمار نام پرنده ماهی خوار است وشنیده ام وقتی آقای تاجزاده به مرمت اینجا مشغول بوده اند بوتیماری اینجا خانه کرده است و آقای تاجزاده هر عصر از قنات برایش ماهی می آورده.از آن رو اینجا شد "خانه بوتیمار"

 www.khanehbootimar.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 همه رنگهای این کاشیها نماینده رنگی از گیاهانی ست که می خوریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

"ما همه دچار دوچرخه ایم"

www.bakheh.persianblog.ir/post/13

  نشان پیشنهادی آقای اقتصادی برای خوشه سار بومی

 فراخوان تازه ای از آموز آباد در قهی در راه است.سعی می کنم پیش از تاریخ جلسه دوم تجربه اولین حضور در آموز آباد قهی را منتشر کنم.

باقی این غزل را ای مطرب ظریف

 زینسان همی بخوان که زینسانم آرزوست