جزیره!دورت بگردم!
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩   کلمات کلیدی: بلاگرها در قشم ،بریم قشم

پیش آر جام آتش اندیشه سوز را

کاندیشه هاست در سرم از بیم و از امید

توی فرودگاه قشم منتظریم که وسایلمان را بگیریم و راهی هتل شویم.میان هیاهو و خنده و شوخی بچه ها سر اینکه چرخ حمل بار خراب شده و بین المللی بودن فرودگاه در این خاک چقدر تفاوت استاندارد با بقیه جاهایی داره که تا به حال دیده اند، جغد درونم روی شونه سمت چپم می زنه که :"تو دقیقا اینجا چی می کنی؟...می دونی 1800 تا کلمه یعنی چقدر کلمه خانوم وِر وِرِ جادو؟"سوالهای فنّی همیشه آدم را یک جایی گیر می اندازند. ما همه اینجا به عنوان بلاگرهایی هستیم که انتخاب شدیم تا در فرصت 48 ساعت از جهانی که در قشم تجربه می کنیم بنویسیم . مهیج ماجرا اینه که من در یک اقلیت حرفه ای قرار دارم که ملالی نیست، معمار که باشی اقلیت بودن خودش تبدیل به اعتماد به نفس می شود. من اینجا هستم چون سفر یعنی دانایی؛ چون سفر به من کمک می کنه فهم "حکمت سرزمین" را به دست بیارم اگرچه می دونم به این آسونی ها به دست بیا نیست....از دیده ها، حس ها، فضاها می نویسم چون دچار نوشتن هستم، چون با محمود آقا دولت آبادی به شدت موافقم که می گه:"آدمی زاد به اعتبار زندگی می نویسد"...پس بزن بریم بهشت.