اینک آموز آباد در تهران
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٧   کلمات کلیدی: آموز آباد،آبادگری ،کیارش اقتصادی،ایما بوشهری ،فلکه اول تهران پارس

سر انجام امکان این را یافتم روزی از روزهای آموز آباد را تجربه کنم.

برای معرفی آموز آباد از نوشته های خود کیارش اقتصادی کمک می گیرم.

 

آموزآباد: بوم گردی، آبادگری و یادگیری- نام شیوه پرورش و یادگیری است که همزمان
با آبادگری انجام می‌گیرد و بستر آن با بوم‌گردی در جای جای سرزمین پراکنده است؛
ولیکن با ساختارهای مدیریتی متمرکز و هماهنگ ساماندهی و بازدهی می‌یابد

 

آبادگری: معرف رشته‌ای کل نگر است که به دانایی و توانایی احیا یا سرزندگی بومی
می‌پردازد

 

آبادگر: فردی که  دانایی، توانایی،انگیزه  و پایداری او به اندازه‌ایست که
می‌تواند در احیا یا سرزندگی پایدار مکانی بومی 
اثر گذار باشد

آباد جو: کارآموزان آبادگری که جریان نام نویسی و دوره را میگذرانند

یاور: یاری دهندگان آبادگری و آموزآباد که داوطلبانه یا در بده بستانی ساده،
همراهی و کارگشایی می نمایند

آبادخون (آبادخوان): مالکین مکان‌هایی بومی یا فهرستی از خوشه سار بومی که فراخواننده آبادگری یادوره‌های آموز‌آباد است؛ نهادهایی که میان آبادگران یا آبادجویان یا مکانهای آبادخوان پیوند برقرار می سازند.

خونه آباد (احیا خونه- سراآباد): تک‌بناهای آبادخون-خانه یا بنایی که فراخواننده آبادگران یا دوره‌های آموز‌آباد است؛ یا فهرستی از
بناهای خوشه سار بومی که با آموزآباد همکاری می‌نماید یا پذیرای آبادگران است.

اوس آباد: استاد آبادگری- فردی بومی و خبره یا آبادگری که توانایی و آمادگی
آموزش و پرورش کاربردی را  به آبادجویان
دارد

 

 

 فراخوانی که از آموز آباد سه شنبه  25 تیر ماه به دستم رسید:"درود.فراخوان آموز آباد:برای فروشگاه تن درست ،فلکه اول تهران پارس.کار با گِل و آجر.شروع کار از امروز.هر کی آمادست خبر بده"

- کیارش اقتصادی و ایما بوشهری - ایما بوشهری پیوند دهنده آموز آباد با آباد جو ها ست.بسیار مهربان و صبور.

 

 

وقتی من رسیدم  سه چهارم آجرها را آقای اقتصادی و ایما دیروز به داخل برده بودند.یک چهارم باقی امروز آمده بود و کیسه های خاک رس هم کمی بعد از من رسید.

همه درس هایی که آموختم:

1-تک آجرها به عنوان پایه هستند.به شخصی که مجموعه آجرهای شش تایی را به داخل می برد،کمک می کند راحتتر بلندشان کند.

2-از عکس نحوه چیدن شش آجر  به صورت خشکه به صورتی که موقع جابه جا کردن دردسر نشود ،پیداست.موقع جابه جایی اگر به بدنتان تکیه بدهید راحتترید.

 

 

واکنش های مردم در نگاهشان است .کار با هوای بی امان گرم و ماه رمضان پیچیدگیهای خودش را دارد.فشار سختی کار را اگر بتوانی ،جا بگذاری به لایه های درونی تر همدلی راه می یابی و دست کم برای من این همدلی شیرین بود.یافتن راه حل های ریزی که می تواند شادی بیاورد.از تمرین آجر پرت کردن تا آب پر کردن استانبولی و گفتگوی نزدیک با آجر از نوع آموز آبادی.

 

 

 

 

از آقای اقتصادی اجازه گرفتم که فراخوان را در بلاگم بزنم.ایشان متذکر شدند که این برنامه  برای بچه های معماری می تواند جالب باشد و ظرفیت هر روز برای حضور 6 تا 7 نفر است.

البته خوب است بدانید که پیش بینی شده کار تا آخر ماه رمضان ادامه داشته باشد.

5 شنبه و جمعه روز های خانواده است و کار تعطیل.

اگر تمایل به حضور دارید یا نکته هایی که جایش در متن من خالی ست برایم ایمیل کنید.البته در نهایت برای هماهنگی نهایی شما را به ایما معرفی خواهم کرد.

 

3- جمع آوری خاک و خرده آجر

صرف نظر نکردن از این نکته آخر با توجه به سختی کاری که از گذرانده بودیم برایم بسیار ارزشمند بود.به نظر من این کار نهایت احترام به شهر،حقوق شهروندان،نهایت احترام به مصالح و آموزش امانتداری در معماری بود.

4-پاک سازی نهایی

یاران نیروی انسانی کارگاه

پایان تجهیز کارگاه-

نکته دیگری از امانتداری:آن چند کیسه که جدا قرار داده شده اند به این دلیل است  که به حساب آقای اقتصادی نسبت به سفارش بیشتر بوده اند.

 

عقیده شخصی من این است بچه هایی که طراحی هنوز برایشان دغدغه است ،باید خودشان را متعهد کنند به مطالعه انواع شیوه های طراحی.به یک شیوه عادت کردن حاصلی جز ماندگی ندارد.

خشکه چینی طرح برای بررسی.

چیدمانی که شاهدش هستید در سه رگ آجرها را گیردار می کند.

من اعتراف می کنم که هنوز عضله هایم شوکه هستند اما روز خوبی بود.امیدوارم امکان ادامه حضور بیشتردر این پروژه را با توجه به تعهداتی که در محل کارم دارم،به دست بیاورم.این گل به گمان من قصه خود آموز آباد است.به هررو رشد می کند و زندگی کردن می آموزد.به امید دیدار