غرق آباد-مسجد جامع ساوه
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٩   کلمات کلیدی: مسجد جامع ساوه،مسجد جامع یزد،مسجد جامع اردستان،مسج ،مسجد امام حسن،با هم از سفر بنویسیم ،غرق آباد، ،مجموعه بایزید،برج کاشانک،

 غرق آباد:غرق‌آباد در فاصله ۵۵ کیلومتری جاده ساوه به همدان واقع شده و دارای آب وهوایی معتدل و مطبوع است.

 

سفرنامه ای با هزار و یک قصه:

برگ دوم:عمو داور

 در فیلم روز واقعه ،عبدالله نصرانی می گه :"تمام حجت من به مسلمانی حسین ابن علی ست....

تمام حجت من به اینکه پهلوانان نمی میرند،به شفای سفر،به قلبی که همه راههای عاشقانه از اون به شهر می ره،به یه آغوش همیشه امن و نگاهی که نگاهتو می خونه ،به اعتماد به آدمی،به کتاب،ادبیات کلاسیک ،به حافظ ،عمو داوره.یه روز براش یه نشر می زنیم...این آرزوی من و همه دوستامه.عمو داورو همه عمو داور صداش می کنند.اسم نشرمون می ذاریم عمو داور و نسل تازه ای از بهترین کتابهای دنیا متولد می شه.

 غرقاب....کسی که اینجارا توصیه کرده بود،به عنوان سد و دریاچه ازش یاد کرده بود.خب ...این تصویر خیلی متفاوته با دریاچه.ما که رسیدیم بچه ها از روی صخره می پریدند توی آب.یاد چشمه علی شهر ری افتادم..البته اینجا بکرتر بود.آب خنک و عمیق و زلال

مردم بستر زبانیشان آذری ست با انواع لهجه های مختلف.حال و هوای روستا هم بی شباهت به حال و هوای روستاهای کوچک آذربایجان ندارد.بچه های خجالتی با رنگ صورتهای سفید و موهای بور و قرمز.زنان ساکت تیز چشم و پیرمردها ی لم داده در سایه به تماشای کودکان.در نگاه همه غریبه بودن و تیغ تیز حواست را جمع کن آذری می بینی.

 

 نشانه های بافت شناسی خیلی عیان و بی کلام هستند.این نقش آدرس 2 حمام زنانه و مردانه بر یک دیوار ست.زن چهره ندارد

 مرد ،یک مرد تمام عیار ست که از چهر هاش "من مردم پس حمام می روم"می بارد

 خجالتهای کودکانه...دست آخر مثل شاپرک دویدند و رفتند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 به نظر من تاریخچه روستا به دوران قاجار باز می گردد.از نوع سر درها و قوس های موجود حدس می زنم.اطلاعاتی از این تاریخچه وجود ندارد و احتمالا هم به وجود نخواهد آمد.روستا در حال تخریب تاریخ خود و شکل گیری به سلیقه خودش است

 این تقسیم بندی پنجره به مدولار موجود در معماری ایرانی نمی خورد.عدم رعایت نسبتهای عمودی و تقسیمات موازی افقی قابل توجه هستند

 ساوه

 این عکس را به افتخار پوریا گذاشتم.می گفت عکس خوبی ست.

 

 بر خلاف همه دوستان عکاسی که منتظرند آدمها نباشند تا عکس بگیرند به نظر من گاهی بودنشان کمک هم هست.شما به واسطه همین حضور است که مقیاس بنا را می توانید دریابید

 نکته اینکه این مُهر ها مثل علامت مخصوص پادشاه بزرگ میتی کُمُن هستند...هاها!هر جا دیدیدشان شک نکنید پای معماری  ایلخانی وسط است.

و کلی جای مطالعه دارند و استفاده...برای گرافیستها و طراحان لباس و ....

 

 

 

 

 

 

 

 تمام تلاش آدمی برای رسیدن به جاودانگی نوشتن است...به خیالش نوشتن است ...اما کاش زحمت فکر کردن به کجا نوشتن و چه نوشتن را هم به خود می داد

 

 

 هر جا هر پله ای باز بود،از آن بالا برویداگر نا امن بود می بستنش.حتما چیزی برای دیدن پیدا می کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سفر با عمو داور یعنی مدسه .... تنها مدرسه ای که دوستش دارم

صدایمان می کند.من و پوریا و پارسا گوش به زنگش هستیم:می گوید ببینید،این همینطوری اینجا نبوده،یک نقطه به مثابه علامتی بوده و مهم هم بوده.این طرح قوسی ادامه داشته و دور می زده....این پله ها راه به این دری دارند که الان بسته اندش و نکته اینجاست که به داخل برق کشیده شده.کلیدش در سمت چپ دریچه با اون لکه گچکاری پیداست.

 

 

 

 

مسجد جامع ساوه

مسجد جامع اردستان

مسجد امام حسن یا منار کهنه اردستان

 

تصاویر بیشتر از این مسجد در این پست:http://bakheh.persianblog.ir/post/32/

مسجد جامع نایین

مسجد جامع یزد

مسجد جامع زواره

 

مسجد جامع زواره

 

مسجد جامع فریومد

تصاویر بیشتر در این پست

http://bakheh.persianblog.ir/post/48/

و این بخش به لطف دوستم حنّا مبارکی اضافه شد با یاد آوری خوب و به جایش از سفر مان به شاهرود در بهار 1388

مسجد دوم بایزید-بسطام

 

رواق

 

ایوان و رواق الجایتو

برج کاشانک-بسطام

 

 

و در سلطانیه هم این مهرها هستند.اما خب تقریبا آخرین باری که آنجا بودم  وسیله ثبت تصویرم،ذهنم  بود و همین است که الان نمونه ای از آن ندارم که کنار این مجموعه بگذارم.گمانم اگر کسی یا خودم روزی روزگاری بنشیند یا بنشینیم یک نقشه بسازین از پراکنش این مسجدها و حتی با اطلاعات تکمیلی تر و آن را روی نقشه سیاسی جغرافیایی دوره ایلخانی بیاندازیم ،با یک دنیای تازه از پر از قصه مواجه می شویم که خودش می شود یک مسیر گردشگری حسابی....علاوه بر آنکه کلی جذابیتهای دیگر هم می شود چاشنی اش کرد

مسجد جامع زواره و اردستان جز اولین مساجد با این تکنیک به شمار می روند.

 

بنا در حال مرمت است.اما راستش از خدا که پنهون نیست،از شما چه پنهون من خیلی به علمی بودنش امیدوار نیستم با دیده هایم....از همه بدتر آن طرح کاشی کاری گنبد است که مثل یک علامت سوال بالای سرم است

من فکر می کنم کاشی کاری خیلی به دوره تاریخی آن ربطی ندارد 

 

 

 

 

اما هنوز کمی مانده تا پایان

این سفر یک هیجان دیگر هم برای من داشت.با هم دیدن و با هم نوشتن.پسر عموهای من،پوریا و پارسا از سر ماجرای زیست توپ کنجکاوی ها و جستجوهایشان به سمت  محیط زیست و تاریخ و ...شکل گرفت و کم کم پایشان به وبلاگ نویسی باز شد.این اولین سفر مشترک ماست پس از افتتاح وبلاگشان.

برای من همیشه تماشای یک ماجرا ازچند نگاه هیجان انگیز بوده و حالا خودم افتاده ام در کوزه ...و تازه کلی هم خوش می گذرد.شاید برای شما هم جالب باشد

http://parsamotevalli.persianblog.ir/post/13/

 

 

http://lakeirane.persianblog.ir/post/26/

باید بنویسم که از پوریا هزار بار ممنونم.اگر فردای روز سفر زنگ نمی زد و نمی گفت که سفرنامه اش را گذاشته ....و یاد آوری نمی کرد که قول داده ام چند تا از عکسهای سفر را برایش در سفرنامه اش بگذارم،چون سرعت سیستم خودش پایین است من حالا حالاها بنویس نبودم.همین که یک هم پای خوب داشته باشی ،خودش کلی سرمایه حساب می شود