شب گردی در شیراز
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧   کلمات کلیدی: سعدیه،دروازه قرآن،هفت تنان

 

پیش از هر چیز بگویم که بحث "با هم از سفر بنویسیم"همچنان در جریان است

http://bakheh.persianblog.ir/post/62/

*

شیراز:از 5 عصر تا شب گردی

باغ جهان نما 

 

یاد اسم یه کتاب می افتم:"سنگ فرش هر خیابان از طلاست" 

کم از طلا ندارند...تمرکز به جایی که قدم می زنی،جزییاتی که تفاوتش را با زیبایی به رخ می کشد...شیراز شهری ست که شهروندانش را دوست دارد 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس تک نفری با درختان 

درختان با عکس تک نفری 

شیخ دوست:سعدی 

سعدی نمی شه دوست نداشت...البته به نظرم...نمی شه ازش حرف زد بی اونکه حتی دست کم کمی غزل ازش نخوند...در ضمن معمار سعدیه "محسن فروغی "ست 

گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل

گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل

ایا باد سحرگاهی گر این شب روز می‌خواهی

از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل

 

گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من

بگیرند آستین من که دست از دامنش بگسل

ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا

که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل

 

اگر عاقل بود داند که مجنون صبر نتواند

شتر جایی بخواباند که لیلی را بود منزل

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید

گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل

 

 

مرا تا پای می‌پوید طریق وصل می‌جوید

بهل تا عقل می‌گوید زهی سودای بی‌حاصل

عجایب نقش‌ها بینی خلاف رومی و چینی

اگر با دوست بنشینی ز دنیا و آخرت غافل

در این معنی سخن باید که جز سعدی نیاراید

که هرچ از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل

 

*این غزل استاد شجریان بی نظیر خونده

و همچنان حاجت گرفتن از هر حوضی ادامه دارد،حتی به قیمت از دست دادن دندان مصنوعی! 

فِلکه گازو 

البته متوجه شدیم این تلفظ از سریالها به ارث رسیده وگرنه مردم شیراز می گویند"فلکه گاز" .از شانس ما امشب مشعلش را روشن نکردند

و دروازه قرآن عزیز و مجسمه خواجو 

طراحی سامان بخشی اینجا هم کار مهندس ایروانیان عزیز است 

 

 

 مجسمه خواجو

 دروازه قرآن

 

 

هفت تنان