بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویش-20 مهر،روزی برای خواجه راز:حافظ
ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٠   کلمات کلیدی: حافظ

 20 مهر روز بزرگداشت حافظ.تو تقویم اینطور زده هر چند که برای ما ایرانی ها که به هر بهانه و بی بهانه سراغ حافظ می ریم بزرگداشت چندان معنی نداره ولی به نظر من می تونه بهانه خوب باشه برای یادی...

 

 من با حافظ به واسطه عمو داور آشنا شدم.همیشه بعد از تحویل سال عمو داور که حافظ باز می کنه و می خونه.هر سال نو،هر شب یلدا ،و هر زمانی که باری می یاد رو شونه های ماها،دوستامون و ... می شینه.یادمه یه روزی عمو داشت حافظ می خوند،به خودم گفتم یعنی عمو بخونه،من نخونم؟و ماجرای من و عمو حافظ،این رند شیراز شروع شد...ماجرایی که من و با اون پایانی نیست ....

 

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود

 

هنوزم  لحظه ورود اون 3 نفر یادمه.سه تا پیر بودند.موهاشون یه دست سفید بود و شاخه های رز قرمز داشتند.یکیشون یه دل سیر گریه کرد.

من همیشه می گم هر سفر یه سرّی داره،یه نشونه که به هر کی رو نمی کنه....من کلی کیف کردم که ااون حضورهارو دیدم و از این رسمی که معمولا جایی نمی گن خبردار شدم

طراح حافظیه آندره گدار،معمار موزه ایران باستان .من واقعا بهش حسودیم می شه.به درایتش در درک معانی و تبدیلش به کالبد.

صد نکته غیر حُسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

 ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

 

اصلا خیال نکنید جا دادن حافظیه و ماه در یک قاب کار ساده ای بود.

محسن نامجو این غزل حافظ خوب می خونه،چسبناکنیشخند

غزلی که با "ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ..."شروع می شه