الهی مرا آن ده که آن به
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۱   کلمات کلیدی: تاریخانه دامغان ،ابوالحسن خرقانی ،بایزید بسطامی، ،گردشگری ادبی

 

در آستانه:

سال 87 روی پایان نامه ام کار می کردم."خودآی خانه"حکایت یک سقاخانه بود.حنّا،هم روی پایان نامه اش کار می کرد."خدایخانه"حکایت پیشنهادی بود برای نو نوار کردن مقبره شمس تبریزی در خوی.در خلال گفتگوهایی که می کردیم و اطلاعاتی که رد و بدل می کردیم به مطلبی بر خوردیم که هیچ کجا هنوز منبعی برایش نیافته ام که بگویم معتبر هست یا نه.ولی ما معتبرش گرفتیم.

گفت برای ما که روزی ارسطو به خواب سهروردی می آید که زیارت قبر سه کس بر هر انسان زنده ای واجب است.بایزید بسطامی،ابوالحسن خرقانی و منصور حلاج.

برای منصور که قبری وجود ندارد.عطار می گوید خاکسترش را به آب دادند....هنوز هم مثل همان موقع فکر می کنم تعبیر زیارت خاک منصور می شود:"بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین"

این مقدمه ای بود که برای پست "بگو با من چه می بینی"در فروردین 1392 نوشتم

هرچه فکر کردم دیدم بدون ذکر مجدد این مقدمه نمی شود ادامه داد.

این سفر که همراه خانواده انجام شد، عمده هدف گذاریش روی مقبره خرقانی، بایزید بسطامی و در ادامه سری هم به تاریخانه بود.

تکرار این مسیر از سال 88 در بازه زمانی 10 روز اول سال تا به امروز من یاد این حرف کیارش اقتصادی انداخت که در خصوص کاروانسرای زعفرانیه  گفت وقتی برای بنایی نمی تونی کاری کنی، سر که می تونی بهش بزنی....ظاهرا من در همچین معادله ای قرار گرفته ام با این تفاوت که بناها به من سر می زنند.

 


"و گفت:سفر پنج است، اول به پای، دوم به دل، سیم به همت، چهارم به دیدار، پنجم در فنای نفس- شیخ ابوالحسن خرقانی"

سفر با خانواده مختصات خودش را دارد.

وقتی دو تا پسر عمو داشته باشی که هی غر بزنی به جانشان که در سفر باید راه دید نه صفحه تبلت عاقبتش به اینجا ختم می شود که برای گرفتن دوربینت هم باید آخر صف پسر عموجان ها بایستی

باغ شهر یا پارک 17 شهریور.محل اسکان نوروزی مسافران در سمنان که رسیدگی امکاناتی و نیروی انسانی(همیاران هلال احمر) در آنجا صورت می گرفت.

 

 نمایشگاه سنتی ورودی شاهرود

 

هفت سین 

 و اینک مقبره ابولحسن خرقانی

گفتند نشان بندگی چیست؟گفت :آنجا که منم نشان خداوندی است،هیچ نشان بندگی نیست.

و گفت: بنده چنان بهتر بود که از خداوند خویش نه به زندگی وا شود نه به مرگ

این تصویر در موزه عرفان در محوطه مجموعه بایزید انداختم.

و گفت:"خداوند را به تهمت نباید دانست، و به پنداشت نباید دانست که گویی دانیش و ندانیش، خدای را چنان باید دانست که هرچند می دانیش گویی کاشکی بهتر دانستی"

این تصویر به پیشنهاد پوریا گرفته شد.ترکیب زائر و دستگیره در

پوریا

محوطه برای اسکان مسافران

خرقان روستای کوچک و بی سر و صدایی ست.ظاهرا در سالهای اخیر تعداد زوار بیشتر شده است.در شمال حیاط 3 واحد برای اسکان وجود داشت که پر بودند.سرباز نگهبان می گفت تا پارسال اجاره هر شب 15000 تومان بوده که امسال شده 50000 تومان.

در ادامه تلاش برای اسکان به مردی معرفی شدیم که خانه ای برای اسکان مهمانان شیخ ابوالحسن اجاره می داد.اسم خانه را گذاشته بود "سرای مهر ابوالحسن خرقانی"مقدار هزینه به عهده خود ما بود و هیچ الزلمی م برای پرداخت نداشتیم.خانه از نظر لباس و ظرف و گرما مجهز بود.

نکته دیگه اینکه قبل از جستن این آقا، خانمی هم بودند که اعلام آمادگی برای پذیرش مهمان ابوالحسن،عنوانی که خودشون می گفتند.

"ابوالحسن خرقانی :با خدای خویش آشنا گرد که غریبی که به شهر آشنایی دارد با کسی، آنجا قوی دل تر بود"

جوانه بچه درخت بید مجنون

پوریا عکس گرفت و گفت:ببین انگار شکوفه های این ور دیوار مال این درخت خشک ها هستند

و گفت آن کس که نماز کند و روزه بدارد به خلق نزدیک بود و آن کس که فکرت کند به خدا.

پارسا

تصویر واحدهای موجود در محوطه

نحوه تابلوها نشان می دهد هنوز توریست خارجی رفت و آمدی به اینجا نداره.در بروشورهای میراث هم هر چقدر که از مجموعه بایزید هست، از این مجموعه خبری نیست.

در هر دو باری که ما مراجعه کردیم،مقبره از زائر پر بود

این خانم مدعی بود سبزه های آنجا خاصیت دارویی داره

مجموعه بایزید-این تصویر مربوز به سفر سال 88 است

موزه ای که افتتاح شده بود.

این هم،همان قصه قدیمی "ما همه دچار دوچرخه ایم"

حکایت من و این مهرهای ایلخانی تمامی ندارد.

قصه های پیشین

و البته یه حسن خوب اینه که در دیدنو هم نمونه دیگه ای از معماری ایلخانی در مسجد جامع ورامین می تونید مشاهده کنید

دیوار رواق با شیشه حفاظت می شد.سال 88 نبود

راهنمایی که اونجا بود می گفت این علامت مار هست که راه به نماد قدیمی طب ایرانی می بره.

ستون های چوبی، در مراغه هم مسجد داخل بازار ستون چوبی دارد که می گفتند اولین ستون چوبی و 40 ستون اصفهان از روی آن الگو برداری شده است.

راستش را بخواهید در مقایسه دو مقبره، مقبره ابوالحسن خرقانی نسبت به بار قبلی انرژی بهتر و فضای شاداب تری داشت و بایزید آشفته تر می نمود

در راه....البته ما پیش از رفتن به تاریخانه سری به چشمه علی هم زدیم که می ماند برای یک پست دیگر

و خب نمی شود که کوههای رنگی دید یاد دکتر سبط الشیخ انصاری نکرد

و اینک تاری خانه....خانه خدا

جذبه اینجا برای من هرگز تمامی ندارد

بودن آدمها در تصویر مقیاس خوبی می تونه باشه.این برج 126 متر ارتفاع داره.در ساخت اولیه 130 متر بوده.

این قسمت،مربوط به پشت مسجد و تازه ساخته شده.سازه پشتیبان برای جلوگیری از نشست بنا

دست در حلقه آن زلف دو تا ....

سابقا برای تشخیص نشست بنا از گچ به صورت پاپیونی استفاده می کردند و در توالی چک گچ و بررسی ترکها اقدامات مرمتی صورت می گرفت.یه جورایی حکم دستگاه فشار خون بنا رو داره.اولین بار امسال و اینجا دیدم که به جای گچ از شیشه استفاده شده.

تو اون ارتفاع دیوار نوشته واقعا اراده ویژه ای می خواد

"محمد تقی رضایی 51/2/28

حسن غفوری الهی 49/3/4"

قورباغه ای که در محراب به بهشت رفته

با یه دعا شروع شد و  با یه دعا هم تموم .