افسانه های کوچکِ بودن - آموز آباد - 4شنبه 92.5.2
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧   کلمات کلیدی: کیارش اقتصادی ،آموز آباد

عکسهای امروز عکاسان مختلفی دارد:آقا و خانم اقتصادی،پیمان کرمانی و من.

 

 

 

آرامش با گِل : هیچ وقت تا حالا فکر کرده بودی از اینکه دستت به ته طشت برسه خوشحال بشی؟

 

 

 

شاقول کردن:ایما متخصص شاقول:عمودی دیوارها،تراز افقی و چک کردن ترازی ملات زیر آجر.رج به رج همه این موارد چک می کنه

 

 

 

 

 

نقدی که یکی از دوستان به من وارد کرد این بود که :"شما نون دو تا کار گر آجر می کنین".به نظر من اینطور نیست.برای من مشق ساختن اتفاق می افته و فکر می کنم این اتفاق می تونه منجر به ارتقای بنایی شه.چرا که من درس خوانده فنّی شدن یاد می گیرم و می تونم روی کیفیت چطور ساخته شدن اون بخشی از ساختمان که مهمه اما دیده نمی شه ،تاثیر بذارم.

 

اتود خشکه چینی

 

 

زبان دنیا:مهمترین درس امروزم این تلنگر بود که هر چیزی زبانی دارد.باید زبانش را آموخت.به نرمی اموخت.می شود کارها را به جبر هم پیش برد اما رنجی که پدید می آورد مثل دودیست که بینایی را کم توان می کند.

 

نخ سر گونیها قانون داره.یه گره است ،اگه بازش کنی تا آخر راحت باز می شه.مثل بلایی که پلنگ صورتی سر ژاکت گروهبان دودو آورد.اگه از یه سر گرفتی باز هی به گره برخورد از اون ور شروع کنه.فهمیدن زبان دنیا لذت بخشه و اینکه حس کنی همه چیز برای صلح و شادی روح جهان تلاش می کنه،حتی در سکوت بی کلام

آموز آباد به هر بهانه ای یاد آوری می کنه ،هیچ چیز بیهوده نیست و به کار می یاد.دور ریزی حداقل و احترام حد اکثر.نخ های سر گونی ها باز شده در انتظار زندگی تازه

پایان یک روز کاری خانواده آموز آباد در مترو

*عکس های پیمان در روزهای قبل از 4 شنبه و عکس 5شنبه را هم به زودی خواهم گذاشت.تا دیدارتان،خدا نگهدارتان