اولین دیدار برای با هم نوشتن:دارالفنون

روایت سفر:

"... اما قصه ما آن صحنه رگ زدن و کشتن امیر نیست.قصه ما آن زنی است که چهارچشمی شوهرش را می پاید و وقتی امیر می خواهد به بهانه حمام از خانه بیرون برود به پایش می افتد و می گوید:"نباید اطمینان به این فریب ها داشت."منظورش البته شایعه ای است در خصوص بخشیده شدن شوهرش در روزهای اول دی ماه و خلعت پادشاهی که مثلا در راه کاشان است.شوهر هم می گوید:"نترسید،امیرکبیر فقط دو ساعت بیرون خواهد ماند."و می رود که برای همیشه در خاطره ها بماند...."

از کتاب تاریخ قمر در عقرب.آه امیر اعظما،نوستالژی عشق و مرگ عزت الدوله و امیر نظامش نوشته شرمین نادری

سفر در تاریخ:

7 دی ماه 1230 رگ امیرکبیر ایران در حمام فین زده می شود.

کوله سفر:

7 دی ماه 1393 چهارمین دورهمی خانواده "با هم بنویسیم" در کافه هتل امیر کبیر (کنار دارالفنون) برقرار بود. در میان گفت و شنودها ایده بازدید از دارالفنون، مدرسه ای که به گواهی تاریخ، 13 روز پس از به زمین ریخته شدن خون بنیانگذارش، افتتاح شد، شکل می گیرد.

 

برنامه سفر:

22 دی ماه، ساعت 15:30 مقابل دارالفنون با هم به دیدار مکانی می رویم که گواه زنده بودن امیر کبیر است. به قول خواجه راز :

" هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

      ثبت است بر جریده عالم دوام ما"

 

سفرسازان:

پیشنهاد سفر به دارالفنون ایران قبله عالم

هماهنگی سفر سفرنویس

اگرچه نوبت بخش دوم شهر ری در برنامه پست جدید بود ولی بهتر دیدم با توجه به اینکه جلسه با هم بنویسیم بهمن ماه نزدیکه و می تونه زمینه ای بشه تا به گفتگو بنشینیم کمی در برنامه تغییر ایجاد کردم.

 دارالفنون:

صداقت ماجرا اینه که در دارالفنون حس  خاصی از جنبه معماری من تحت تاثیر قرار نداد.راستش با بنا نتونستم ارتباط بگیرم....

اما

امیر کبیر

یکی از شخصیتهای تاریخی محبوب مادر جان من امیر کبیره.همیشه می گه اگه امیر کبیر می موند ایران،ژاپن می شد.ولی راستش من فکر نمی کنم اینطور می شد. من فکر می کنم تکامل روحیات اجتماعی احتیاج به زمان طولانی تری داره.البته که  3سال تلاش های امیرکبیر تاثیرگذار بوده ولی همیشه فکر می کنم از امثال روحیات امیر کبیر در بین ما کم نبوده و کم نیست.حتی بعضی هایشان را می شناسیم...شانس امیرکبیر این بوده که به واسطه نزدیکی به آتش قدرت اگرچه سوخته اما به تاریخ راه یافته.

اما واقعا ما خودمون با امیرکبیرهای هم عصرمون چه می کنیم؟کجا براشون مهد علیا می شیم؟کجا میرزا آقا خان نوری یا اعتمادالسلطنه؟و از همه مهمتر کجا کرکس تماشا؟

از دوستانی که همراه شدند در این بازدید، دو نفرشون زحمت نوشتن کشیدند که لینکشون براتون می ذارم.

ایران قبله عالم

بزرگ فیلسوف کوچک

سفرنویس

دوستان وبلاگ نویس دیگری هم که همراه ما بودند،

دیدنو، ایران بوم

ورود

 

 می گفتن در این ایوان ناصرالدین شاه می ایستاده.این ایوان روبه روی آمفی تاتره.

  بروشور معرفی مجموعه رو از دفتر مستقر در همون جا می شه تهیه کرد.یکی از بهترین نکته های موجود در آن اینه که همه شعرهای بدنه با ذکر نام شاعر توش نوشته شده.

 

 

کلاس های درس

 

 

پنجره های نیمه باز... پشت پنجره های بسته ... پشت به چشم های باز پنجره

 

 

 رنگها کاملا قجر هستند اما فرم ها التقاطی هستند.

همراه کوچک اما مشتاق ما:علی

 

یه نکته ای شنیدم در مورد اینکه می گن  حیاط اینجارو از بالا ببینی شکل پرچم کشور انگلستان هست، راستش می تونه این باشه، ولی فکر کردم باید بنویسم که ایده نمای پنجم یا دید پرنده که با سبک مدرن در تاریخ معماری مطرح شد کم و بیش هم دوره است با ساخت مدرسه ولی به گمان من بیش از اینکه ماجرا به دید پرنده برگرده از نظر عملکردی این شکل گیری منطقیه.از هر ورودی دور حیاط یه راهرو کشیده شده به وسط.طول یالهای راست و چپ به عنوان راهرو زیاد بوده و نیازمند یه راه کوتاهتر به وسط هست.

سالن آمفی تاتر

وقتی گزارش می نوشتم عجیب یاد"حلاج، دکتر شفیعی کدکنی"  افتادم.حیفم اومد خوانده نشه

 

در آینه دوباره نمایان شد

با ابر گیسوانش در باد

باز آن سرود سرخ اناالحق

ورد زبان اوست

تو در نماز عشق چه خواندی ؟

که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه های پیر

از مرده ات هنوز

پرهیز می کنند  

نام تو را به رمز  

رندان سینه چاک نیشابور

در لحظه های مستی 

مستی و راستی 

آهسته زیر لب 

تکرار می کنند

وقتی تو  

روی چوبه ی دارت

خموش و مات 

بودی

ما  

انبوه کرکسان تماشا  

با شحنه های مامور

مامورهای معذور

همسان و همسکوت ماندیم

خاکستر تو را

باد سحرگهان

هر جا که برد

مردی ز خاک رویید

در کوچه باغ های نیشابور  

مستان نیم شب به ترنم

آوازهای سرخ تو را باز

ترجیع وار زمزمه کردند

نامت هنوز ورد زبان هاست

منابعی که اسامیشون پایین اومده، نکته سنجی اقای شهریار بود بود که روز بعد از بازدید برامون ایمیل کردند.

 

منابع مکتوب درباره امیرکبیر در سالروز مرگ ایشان در دارالفنون

    امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار

اکبر هاشمی‌رفسنجانی؛ ویراستار:فرزام حبیبی‌اصفهانی؛ مصحح:شمس فراهانی - فراهانی - 546 صفحه - وزیری (گالینگور) - چاپ 1 سال 1393 - 3000 نسخه - 300000 ریال 

   باغ فین کاشان، امیرکبیر ایران

علی‌اصغر شاطری؛ ویراستار:فاطمه نقشی - همگام با هستی - 66 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1393 - 1000 نسخه - 50000 ریال

    دفترنویس امیر: بر اساس زندگی امیرکبیر

وحید حسنی‌هنزایی - امیرکبیر، کتابهای جیبی - 128 صفحه - جیبی (شومیز) - چاپ 1 سال 1393 - 500 نسخه - 35000 ریال

    داستان‌هایی از زندگانی امیرکبیر

محمود حکیمی - دفتر نشر فرهنگ اسلامی - 208 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 40 سال 1392 - 3000 نسخه - 80000 ریال

    امیرکبیر: برآمدن، زندگی، صدارت و فرجام کار میرزا‌تقی‌ خان امیرکبیر

عباس اقبال‌آشتیانی - نگاه - 428 صفحه - وزیری (گالینگور) - چاپ 2 سال 1392 - 1100 نسخه - 180000 ریال

    میرزا تقی‌خان امیرکبیر
    مریم نژاداکبری‌مهربان؛ ویراستار:مهدی افشار - بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه - 260 صفحه - وزیری (گالینگور) - چاپ 4 سال 1392 - 1100 نسخه - 150000 ریال

    میرزا تقی‌خان امیرکبیر: نگاهی به زندگی و زمانه امیرکبیر
    مینا چوپانی - موسسه انتشارات کتاب نشر - 72 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1392 - 120000 نسخه - 20000 ریال

    امیرکبیر
    عباس شادلو - وزراء - 314 صفحه - رقعی (گالینگور) - چاپ 3 سال 1392 - 1100 نسخه - 135000 ریال

    امیرکبیر
    عباس رمضانی - کتاب تارا - 140 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1392 - 1000 نسخه - 56000 ریال

    امیرکبیر در گذرگاه تاریخ

سعید قانعی - ساحل،آوای عشق - 96 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 3 سال 1392 - 500 نسخه - 40000 ریال

    قصه زندگی امیرکبیر

عباس رمضانی؛ تصویرگر:فروغ بیژن - کتاب تارا - 56 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1391 - 1500 نسخه - 24000 ریال

    امیرکبیر

اسماعیل هنرمندنیا؛ تصویرگر:منصوره صحرایی؛ تصویرگر:نفیسه صحرایی - سایه‌گستر - 12 صفحه - خشتی (شومیز) - چاپ 1 سال 1391 - 10000 نسخه - 8000 ریال

    امیرکبیر

گردآورنده:پوریا شیرمحمدی - راستی نو - 32 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 1 سال 1391 - 1500 نسخه - 20000 ریال

    امیرکبیر

فرهاد حسن‌زاده - موسسه‌ فرهنگی‌ مدرسه ‌برهان - 88 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 9 سال 1391 - 5500 نسخه - 23000 ریال

    اسناد و نامه‌های امیرکبیر

سیدعلی آل‌داود - سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران - 370 صفحه - وزیری (گالینگور) - چاپ 2 سال 1390 - 2000 نسخه - 75000 ریال

    امیرکبیر

علی‌اکبر ولایتی؛ زیرنظر:سجاد محمدی؛ ویراستار:معصومه اکبری - امیرکبیر، کتابهای جیبی - 288 صفحه - جیبی (شومیز) - چاپ 2 سال 1390 - 1000 نسخه-  28900 ریال

    عروس دجله - عروس گلستان

رضا صفائی - گل یخ - 384 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 1 سال 1390 - 5000 نسخه - 90000 ریال

    در آیینه تاریخ: خاطراتی از مبارزات علمای معاصر

گردآورنده:سیدمجید حسینی - کتاب همه - 48 صفحه - پالتویی (شومیز) - چاپ 1 سال 1390 - 10000 نسخه

    فراز و فرود اصلاحات در عصر امیرکبیر

محمدامیر شیخ‌نوری؛ زیرنظر:محمدرحیم عیوضی - سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی - 512 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 3 سال 1390 - 1500 نسخه - 75000 ریال

    امیرکبیر

محمدرضا فاتحی - همگام با هستی - 80 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1390 - 2000 نسخه - 20000 ریال

    امیرکبیر

گردآورنده:علیرضا بهمنی - آتاموسا - 40 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 4 سال 1389 - 1000 نسخه - 10000 ریال

    گنجینه تاریخ ایران: صدراعظم برتر (میرزا تقی‌خان امیرکبیر)

علیرضا هادی‌پور‌برزگر - پل،خلاق - 96 صفحه - خشتی (شومیز) - چاپ 1 سال 1389 - 5000 نسخه - 25000 ریال

    به دنبال امیرکبیر

محمد حسینی؛ تصویرگر:ناهید کاظمی - ققنوس - 122 صفحه - وزیری (گالینگور) - چاپ 2 سال 1389 - 1100 نسخه - 35000 ریال

    در قربانگاه استعمار و خودکامگی: امیرکبیر مظهر استقلال ایران

به‌اهتمام: محمد حکیمی - شرکت ‌انتشارات قلم - 208 صفحه - (در2جلد ) - جلد 2 - وزیری (شومیز) - چاپ 1 سال 1388 - 2000 نسخه - 35000 ریال

    امیرکبیر: هوشمندترین سیاستمدار ایرانی

نقی سلیمانی؛ تصویرگر:ندا عظیمی - به نشر - 104 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 2 سال 1388 - 5000 نسخه - 13000 ریال

/ 16 نظر / 74 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد صادق سبط الشیخ انصاری

نتونستم بیام و ناراحتم. شعر استاد کدکنی را دوست میدارم مانند خودش. خدا را شکر که بنا را بازگشایی کردند و خدا کند که دیگر بسته نباشد. عموی من در آن مدرسه درس خوانده است. امیر کبیر یک دیکتاتور خوب بوده است مراجعه کنید به جامعه شناسی نخبه کشی

زهره سادات

سلام شفق عزیز امیدوارم خوب و خوش باشی. چند روزی بود که باخه برایم باز نمیشد و همین الان و همین امشب باز شد و چه افسوسی خوردم از فراموشی دیدار دارالفنون... قسمت نبود. به هر روی امیدوارم که بار دیگری افتخار همسفری با دوستان با هم از سفر بنویسیم را داشته باشم. به امید دیدار[قلب]

عزیزمحمدی

درود بر بانو ی همیشه فعال ، از اینکه با بنا هیچ ارتباطی برقرار نکرده اید در چند تا عکس های اولیه مشخص است و جالب برای من این نکته است که توجه شما به مهد علیا و مهد علیاها بیشتر است ، تا امیر کبیر و امیر کبیرها ! ولی عزیز تا امیر کبیرها نباشند ، مطمین باش مهد علیا ها نیستند . شعر بسار زیبا و معنی داری را انتخاب کرده اید ، دست شما درد نکنه . بیشتر عکس ها را فکر کنم مخصوصا تیره گرفته اید و خرابی و ویرانی آن برایتان مورد توجه بوده است ! ولی من عکس آخری را دوست دارم ... آدم را میبره به دنیا کودکی و .... بابت این که اطاعات خوب و مفیدی در این پست قرار دادی دست شما درد نکنه و پست خیلی خوبی بود .

امید

عکس های قشنگ ... نوشته های سفرنامه عالی [گل]

امید

دروود، اتفاقا منم همین حوالی با مهشید از اینجا بازدید داشتم، بازدید دومم بود اما خیلی خوب بود! راستش وقتی داشتند طاق های چوبیشو می کندند و به جاش آهن جوش می دادند دلم قنج می رفت ... راستی گرفتید که حیاطش چقدر شبیه به پرچم بریتانیاست!

امید

پوزش الان دیدم، البته من شنیدم یک معمار روسی طرح حیاط رو کمی تغییر داده تا دیگه شبیه پرچم بریتانیا نباشه و با این وجود میشه گفت قبل از این دیگه خیلی شباهت داشته!

امید

آره مارکوف به گمونم، البته من شنیدم فقط. محتوای مستندی ندیدم. به هر حال اگر این موضوع حقیقت داشته باشه خیلی مهمه، یکی دیگر از دلایلی خواهد بود که حس منو در این مورد که ما ایرانی ها سال های فراوانی است که مهندسی شده ایم و خواهیم شد رو پر رنگ می کنه. البته این فقط احساس و دریافت منه.

زهرا دارایی

با تعریفات مشتاق شدم برم ببینم این عمارتو. ان شاالله نوروز فقط اگر برای بازدید عموم باز شده چرا هنوز انقدر خراب و ویرانه؟؟؟ چه وضعه مرمته؟؟؟ کاش می تونستیم در موردش یه کاری بکنیم. به ایکوموس مربوط نمیشه؟؟ انشاالله یه روزم در مورد فین بنویس که مجموعه امیر کبیر رو تکمیل کنه. غربتی رو که یکی از دوستان در موردش حرف زد قبول دارم. به غایت ساکت و هجران زده است. توی حمومش صحنه قتل امیر کبیر رو با مجسمه های مومی به تصویر کشیدن که بی اندازه وحشتناک و درد آوره. من دوبار فین بودم بار اول تا روزها اون صحنه رو نمی تونستم از ذهنم خارج کنم و به خاطر همین هم بار دوم حتی از نزدیک حمام هم رد نشدم. به قول شاعر : هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند [ناراحت]

سپیده

سلام مثل همیشه عالی و مفید لذت بردم و جالب اینکه اصلا اطلاع نداشتم بازدید از این بنا برای همه آزاده با اینکه بارها از کنارش رد شده بودم ودوست داشتم داخلش رو ببینم

شهریار

یالاخره من هم فرصت کردم بنویسم http://www.safarnevis.com/?p=10541