الهی مرا آن ده که آن به

"و گفت:سفر پنج است، اول به پای، دوم به دل، سیم به همت، چهارم به دیدار، پنجم در فنای نفس- شیخ ابوالحسن خرقانی"

سفر با خانواده مختصات خودش را دارد.

وقتی دو تا پسر عمو داشته باشی که هی غر بزنی به جانشان که در سفر باید راه دید نه صفحه تبلت عاقبتش به اینجا ختم می شود که برای گرفتن دوربینت هم باید آخر صف پسر عموجان ها بایستی

باغ شهر یا پارک 17 شهریور.محل اسکان نوروزی مسافران در سمنان که رسیدگی امکاناتی و نیروی انسانی(همیاران هلال احمر) در آنجا صورت می گرفت.

 

 نمایشگاه سنتی ورودی شاهرود

 

هفت سین 

 و اینک مقبره ابولحسن خرقانی

گفتند نشان بندگی چیست؟گفت :آنجا که منم نشان خداوندی است،هیچ نشان بندگی نیست.

و گفت: بنده چنان بهتر بود که از خداوند خویش نه به زندگی وا شود نه به مرگ

این تصویر در موزه عرفان در محوطه مجموعه بایزید انداختم.

و گفت:"خداوند را به تهمت نباید دانست، و به پنداشت نباید دانست که گویی دانیش و ندانیش، خدای را چنان باید دانست که هرچند می دانیش گویی کاشکی بهتر دانستی"

این تصویر به پیشنهاد پوریا گرفته شد.ترکیب زائر و دستگیره در

پوریا

محوطه برای اسکان مسافران

خرقان روستای کوچک و بی سر و صدایی ست.ظاهرا در سالهای اخیر تعداد زوار بیشتر شده است.در شمال حیاط 3 واحد برای اسکان وجود داشت که پر بودند.سرباز نگهبان می گفت تا پارسال اجاره هر شب 15000 تومان بوده که امسال شده 50000 تومان.

در ادامه تلاش برای اسکان به مردی معرفی شدیم که خانه ای برای اسکان مهمانان شیخ ابوالحسن اجاره می داد.اسم خانه را گذاشته بود "سرای مهر ابوالحسن خرقانی"مقدار هزینه به عهده خود ما بود و هیچ الزلمی م برای پرداخت نداشتیم.خانه از نظر لباس و ظرف و گرما مجهز بود.

نکته دیگه اینکه قبل از جستن این آقا، خانمی هم بودند که اعلام آمادگی برای پذیرش مهمان ابوالحسن،عنوانی که خودشون می گفتند.

"ابوالحسن خرقانی :با خدای خویش آشنا گرد که غریبی که به شهر آشنایی دارد با کسی، آنجا قوی دل تر بود"

جوانه بچه درخت بید مجنون

پوریا عکس گرفت و گفت:ببین انگار شکوفه های این ور دیوار مال این درخت خشک ها هستند

و گفت آن کس که نماز کند و روزه بدارد به خلق نزدیک بود و آن کس که فکرت کند به خدا.

پارسا

تصویر واحدهای موجود در محوطه

نحوه تابلوها نشان می دهد هنوز توریست خارجی رفت و آمدی به اینجا نداره.در بروشورهای میراث هم هر چقدر که از مجموعه بایزید هست، از این مجموعه خبری نیست.

در هر دو باری که ما مراجعه کردیم،مقبره از زائر پر بود

این خانم مدعی بود سبزه های آنجا خاصیت دارویی داره

مجموعه بایزید-این تصویر مربوز به سفر سال 88 است

موزه ای که افتتاح شده بود.

این هم،همان قصه قدیمی "ما همه دچار دوچرخه ایم"

حکایت من و این مهرهای ایلخانی تمامی ندارد.

قصه های پیشین

و البته یه حسن خوب اینه که در دیدنو هم نمونه دیگه ای از معماری ایلخانی در مسجد جامع ورامین می تونید مشاهده کنید

دیوار رواق با شیشه حفاظت می شد.سال 88 نبود

راهنمایی که اونجا بود می گفت این علامت مار هست که راه به نماد قدیمی طب ایرانی می بره.

ستون های چوبی، در مراغه هم مسجد داخل بازار ستون چوبی دارد که می گفتند اولین ستون چوبی و 40 ستون اصفهان از روی آن الگو برداری شده است.

راستش را بخواهید در مقایسه دو مقبره، مقبره ابوالحسن خرقانی نسبت به بار قبلی انرژی بهتر و فضای شاداب تری داشت و بایزید آشفته تر می نمود

در راه....البته ما پیش از رفتن به تاریخانه سری به چشمه علی هم زدیم که می ماند برای یک پست دیگر

و خب نمی شود که کوههای رنگی دید یاد دکتر سبط الشیخ انصاری نکرد

و اینک تاری خانه....خانه خدا

جذبه اینجا برای من هرگز تمامی ندارد

بودن آدمها در تصویر مقیاس خوبی می تونه باشه.این برج 126 متر ارتفاع داره.در ساخت اولیه 130 متر بوده.

این قسمت،مربوط به پشت مسجد و تازه ساخته شده.سازه پشتیبان برای جلوگیری از نشست بنا

دست در حلقه آن زلف دو تا ....

سابقا برای تشخیص نشست بنا از گچ به صورت پاپیونی استفاده می کردند و در توالی چک گچ و بررسی ترکها اقدامات مرمتی صورت می گرفت.یه جورایی حکم دستگاه فشار خون بنا رو داره.اولین بار امسال و اینجا دیدم که به جای گچ از شیشه استفاده شده.

تو اون ارتفاع دیوار نوشته واقعا اراده ویژه ای می خواد

"محمد تقی رضایی 51/2/28

حسن غفوری الهی 49/3/4"

قورباغه ای که در محراب به بهشت رفته

با یه دعا شروع شد و  با یه دعا هم تموم .

/ 15 نظر / 129 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید فقیری

با سلام و خسته نباشید واقعا که زیبا بود دستتون درد نکنه و اون گره ها و مهرهای و کاشیهای فیروزه ای بی شباهت با برجهای کبود و مدور مراغه نیستند که اگه فرصت کنم در موردشون خواهم نوشت. را تشکر

محمد صادق سبط الشیخ انصاری

پروازم دادی به یه حس خوب. بایزید و تاریخانه برای من همیشه با حس آرامش همراه بوده است. درود بر نیت پاک آن کسی که در راه ایده خود حرکت میکند. ممنونم از اینکه به یادم بودی، کجا بود محل عکسها؟

هلن

سلام شفق جان . به به که چه پست پر انرژی و آرامش بخش و پر محتوایی بود . دستت واقعا" درد نکنه . چقدر عکسها کمک میکردند به انتقال مفاهیم . چقدر درک محضر و فکر کردن به بزرگانی از قبیل خرقانی و حلاج و بایزید و ...می تونه راهنمای عمل آدم باشه در جریان زندگی و صد افسوس که بعضا" اینقدر مهجور مونده اند. باز هم ممنونم ازت دختر هنرمندم بابت این پست با ارزش.

امید

دروود بسیار شایسته نوشته ای، در تمام مسیر نوشتن گمان می کردم که اینها را دارم خودم می گویم. مجموعه بایزید را شوربختانه با گروهی رفته بودیم که دل و دماغ چندانی برای ریزبینانه دیدن نداشتند و به همین دلیل سرپرست برنامه از نشان دادن مسجدی در نزدیکی آن مجموعه که معماری مشابه با مجموعه بایزید داشت امتناع ورزید و آن مسجد ندیده هنوز در فهرست انتظار بازدیدهایم هست. از تاری خانه چیزی نمی دانستم و هم اکنون به فهرست افزوده شد [لبخند] سپاس

مریم

جالب بود خدا قوت [گل]

پوریا

همش یه چیزی بهم میگه باید خیلی زود برم خرقان و بسطام! کاش بطلبن! ---

حنّا

سلام شفق بانو اولا که ما مخلصیم شفق بردیم به سال های دور که بایزید خواندم و خرقانی خواندی و راهی خرقان و بسطام شدیم که تعبیر کنیم آنچه ارسطو بر ما واجب کرده بود، به تعبیر تو موزه ها از پای بکندیم در آستانه تاریخانه و آن دو رکعت تو در محراب و من پای منار که خدا را در تمام وجودمان به جریان انداخت و تمام اتفاقات خوبی که سهمشان یادش به خیر است ..... مرسی از یادآوری

میچکا

شفق همینطور که لذت میبردم از سفرنامه ت و عکسهات دلم بیشتر تنگ شد برات.. و دلم سفر خواست.. خیلی وقته با یاور میگیم بریم ایران گردی ولی هنوز فرصت نشده... یاوری که همش میگه کار و کار و کار.....

خانه دوست كجاست؟

سلام خيلي خيلي لذت بردم از خوندن مطالب و ديدن عكس ها كاملاً اون فضاي روحاني رو حس ميكردم انگار ان شاءالله موفق باشيد خوشحال ميشم به بنده هم سر بزنيد التماس دعا...

kamangir

البته و صدالبته که اول سلام دیدن دنیا و زیبائیهاش از آرزوهای منه که کمتر میسر میشه ولی دیدن عکسهای شما ذره ای براوردش کرد ، زیبا و گویا بودندی [دست]